۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه

مصاحبه یک خبرنگار با معرفت با احمدی نژاد

مصاحبه اختصاصی یک رادیوی فارسی زبان!!** با دکتر احمدی نژاد



خبرنگار: جناب آقای حاج دکتر رئیس جمهور از اینکه افتخار انجام این مصاحبه اختصاصی به ما دادید از صمیم قلب متشکریم. البته اگر شما هم جزو اصلاح طلبها بشوید ما هزار مرتبه از این خوشحال تر میشویم و راحت تر از شما حمایت می کنیم.

احمدی نژاد: اولا که بنده را با همان عنوان دکتر هم که صدا بزنید کافیه. البته اگر استاد بگویید که خودمانی تره. دوما ما همیشه به رسانه هایی که مثل شما اهل انصاف هستند و هوای ما را دارند ارادت داریم. سوما مملکت متعلق به ولی فقیه است. اصلاح طلب و غیره همه در خدمت ایشان هستیم. حالا سوالتان چیه؟ لابد میخواهید بیشتر در باره اون هاله نوری که گاهی از اوقات دور سر ماست بدانید. خوب حق هم دارید. شما در اروپا تشریف دارید و اونجا از این هاله ها وجود ندارد. این را از قول من بنویسید که همه ی پیشرفتهای علمی و اقتصادی این مملکت از همان هاله نور است. من فقط یک شعر در باره اون هاله براتون بخوانم که گویای همه ی داستان است. میفرماید:

آن هاله نوری که به دور سر ما بود
آثار دعای علما و فقها بود

ده سال به درگاه خدا ناله نمودم
این نور گمانم هم از آثار دعا بود

خبرنگار: در مورد اون هاله که واقعا دلمان میخواد بیشتر بدانیم. اما قبل از اون سوالات بسیار زیادی؛ شاید صدتا، شاید هزارتا، در باره نحوه مدیریت شما و آمادگی شما برای مدیریت همه دنیا و همچنین نظرات علمی اقتصادی شما در مورد اداره حکومت با نفت بشکه ای پنج دلار وحتی در باره اختلاف نظرهای شما با اصلاح طلب ها داریم.

احمدی نژاد: تا اونجایی که فرصت باشد در خدمت شما و همه مستضعفین جهان هستیم. بفرمایید. سوالتان چیه؟

خ: عرض کنم استاد همانطور که همه میدانند شعار شما در ابتدای روی کار آمدنتان عدالت و برابری و بردن پول نفت بر روی سفره مردم بود. همانطور که شعار آقای خمینی هم در ابتدای انقلاب، یعنی قبل از پیروزی انقلاب آب و برق و اتوبوس مجانی برای مردم بود. و البته ایشان عمرشان کفاف نداد که به قولشان عمل کنند. یعنی در واقع حوصله شان از دست این دنیا سرآمد و به قول خودشان جام زهر خوردند. به نظر میرسد که شما به این وعده لباس عمل خواهید پوشید و به همین دلیل هم هست که مردم طبقه پایین و متوسط ایران و حتی کشورهای دیگر شما را دوست دارند و حتما در دور بعدی هم به شما رای خواهند داد. به علاوه..

ا: برادر ببخشید حرفتان را قطع می کنم، اما سوالتان چی بود؟

خ: الان عرض میکنم استاد. بعله داشتم در باره عدالت اجتماعی عرض میکرد. میخوام بگم که شما انسان بزرگی هستید و وقتی میگویید که فعالیتهای هسته ای شما در جهت صلح طلبی و استفاده های صلح آمیز از انرژی هسته ای است واقعا درست میفرمایید و جهان باید شما را باور کند همانطور که مردم ایران شما را باور کرده و در تظاهراتشان و حتی دانشجویان در تظاهراتشان گاهی اوقات که بحثش پیش می آید شعارشان این است که انرژی هسته ای حق مسلم ماست. تازه معلوم نیست اینهایی که با ساختن سلاح هسته ای توسط شما مخالفند چرا اینقدر بی انصافند. خوب بسیاری از کشورها در جهان سلاح هسته ای دارند. چرا شما نداشته باشید؟ البته بین خودمان بمانه، خوب شد که این داستانای جنگ و این درگیریا پیش اومد تا توجهات کسانی که تیز کرده بودند روی مسئله اتمی شما، برای مدتی از این موضوع به موضوع فلسطین و اسرائیل متوجه بشه و شما یک نفس راحتی بکشید. حالا چرا جهان...

ا: برادر ببخشید که حرفتان را قطع میکنم. البته حرفتان حرف حساب است و رهبر انقلاب هم همین را میفرماید. مسئله انتخابات امریکا و آمدن اوباما هم به ما خیلی کمک کرد. اما سوالتان چیه؟ اینه که چرا ما نباید سلاح هسته ای داشته باشیم؟

خ: الان عرض میکنم استاد. واقعیت این است که همه میدانند که شخص شما و رهبر معظم انقلاب یعنی حضرت آیت اله خامنه ای علاقه ای ندارید که سنگسار در ملاء عام انجام بشه. حالا اگر برخی تندرویها انجام میشه و برخی دوستان نادان و عده ای خودسر، کسانی را علی رغم فرمان مقام معظم رهبری، در ملاء عام سنگسار می کنند که این را نباید به حساب کل نظام گذاشت و ازش نتیجه گرفت که مثلا جمهوری اسلامی عقب افتاده و فناتیک و بنیادگرا است و باید با آن مبارزه کرد و از کسانی که مبارزه مسلحانه کرده اند حمایت کرد. حتی از کسانی که دنبال "براندازی نرم" هم هستند نباید حمایت کرد. اصولا چرا براندازی؟ حالا سفت و نرمش فرق نمی کند. اصلا چرا براندازی؟ توجه می کنید....

ا: آها فهمیدم. سوالتان اینه که چرا براندازی؟ الان توضیح میدم....

خ:نخیر استاد سوالم این نیس. داشتم همدردی میکردم. منظورم اینه که نیازی به براندازی نیس. چه نرم و چه سفت. شما مگر کم به بشریت خدمت می کنید که غرب بخواهد از تعویض شما حمایت بکند.

ا: پس سوالتان چیه برادر؟ در مورد نوار غزه و جنگ اسرائیل و حماس سوالی دارید؟ جان من رودربایستی نکنید. خوشحال میشم جواب بدم.

خ: واقعا شرمنده می کنید استاد. نه... سوالم چیز دیگه ایه. من صددرصد مطمئنم که شما هیچ اسلحه ای به نوار غزه و حماس نداده اید و اصلا دخالتی در این درگیری نداشته اید. چرا داشته باشید؟ شما چه نیازی به این دخالت ها دارید؟

ا: پس سوالتون اینه که ما چه احتیاجی داریم که در نواز غزه دخالت کنیم و چرا ما برای حماس اسلحه میفرستیم و پول بهشون میدیم؟ سوال بسیار خوب و بجایی است. عرض کنم به حضور انور دوست عزیزخودم که.....

خ: استاد شرمنده م که سخنان گهربار شما رو قطع میکنم. اما سوالم در مورد غزه و حماس و اسرائیل و اسلحه و حمایت و نیرو فرستادن و از اینجور چیزا که دیگران به شما تهمت می زنند نیست. ما که با شما دیگه این حرفا رو نداریم. ما از شمائیم و شما از مائید. اصلا ما و شما نداریم. داریم؟

ا: عرض کنم که سوال بسیار مهم و خوبیه.

خ: کدوم سوال استاد؟ من که هنوز سوالی نکردم.

ا: همین سوال که ما و شما نداریم و حماس و اسلحه و نیرو و پول و حمایت ایدئولوژیک دیگه. عرض کنم که....

خ: استاد شرمنده م که حرفتون رو قطع میکنم. اما سوالم این موضوعات نبود. اینها که همه موضوعاتی هستند شفاف و هرچی شما میگویید همه ش حقه. همه دنیا هم مواضع شما را میدانند. داشتم همدردی میکردم. در واقع ما به عنوان یک رسانه خبری بیطرف وظیفه مان است که مواضع شما را بطور شفاف برای همه مردم دنیا توضیح بدیم تا خدای نکرده حقی از شما ضایع نشه. وظیفه همه رسانه های بیطرف همینه. درست عرض میکنم استاد؟

ا: سوالی بسیار خوبی را مطرح کردید برادر که نشان از درایت شما دارد. بحث رسانه ها بحث بسیار عمیقی است. باید عرض کنم که بنده به عنوان یک استاد دانشگاه و یک رئیس جمهور مردمی و حزب اللهی.......

خ: می بخشید استاد بزرگوار که حرفتون رو قطع می کنم. سوال من در واقع ناظر بر موضوع دیگری است. البته موضوع رسانه ها بسیار مهم است. شما خودتان رسانه هایی دارید مثل کیهان و مثل رادیو تلویزیون که در بیان حقیقت از هیچ کوششی فراگذار نمی کنند. اما سوال بنده در واقع سوال ساده و در عین حال پیچیده ایست.

ا: نگران نباش برادر. سوالت را بپرس. اگر من استاد دانشگاه نبودم حق داشتی نگران باشی. این که ما برای حماس اسلحه فرستاده ایم موضوع پیچیده ای نیست. برادرانمان در کیهان این موضوع را به وضوع توضیح داده اند. مسئله اتمی ما و مسئله عدالت اجتماعی ما و مدیریت جهان و اینجور مطالب هم که اصولا پیچیده نیستند. سوالت را بپرس برادر. نگران نباش.

خ: چشم استاد. موضوع مهم اینه که اصولا حضور سازمانی مثل مجاهدین در عراق، با اون سابقه و مسائلی که اینها در عراق درست کرده اند و خلاصه این تظاهراتی که در خارج می کنند و حمایتهایی که برخی از عراقی ها از اینها کرده اند، به نظر میرسه که به یک مقداری بازنگری از طرف جمهوری اسلامی احتیاج داشته باشه.

ا: برادر اجازه بدهید بنده به عنوان یک استاد دانشگاه از شما بپرسم که منظورتون چیه؟ ما چه بازنگری باید داشته باشیم؟ ما هرکاری از دستمان برمیامده کردیم. نمیخوام وارد جزئیات بشم ولی خوب خود شما باید بهتر از ما از جزئیات باخبر باشید.

خ: از سوالی که فرمودید مشخص میشود که شما حقا استاد دانشگاه هستید. غیر از این هم از شما انتظاری نیست. فقط میخواستم بگم که شما که با بسیاری از دولتمردان فعلی عراق دوست هستید و مدتها با ایشان در سپاه پاسداران......

ا: مجبورم حرف شما را قطع کنم چون دارید وارد معقولات میشوید. شما مصاحبه تان را بکنید. چکار دارید که ما از کجا همدیگر را می شناسیم.

خ: ببخشید استاد. منظورم این بود که اونها برای شما خیلی احترام قائل هستند و درخواستهای شما را حتما می پذیرند. درست عرض میکنم؟

ا: سوال بسیار خوبی را مطرح کردید. در خصوص رابطه ما با دولتمردان عراق باید عرض کنم که.....

خ: ببخشید استاد منظورم رابطه شما با دولتمردان عراق نبود. فقط میخواستم بگم که چرا از اونا درخواست نمی کنید که این مجاهدین رو...

ا: شما دیگر چرا این حرف را می زنید؟ دولت شما که بیشتر از همه میداند ما در این رابطه چقدر تلاش می کنیم. ببینم برادر شما سایتهای وزارت اطلاعات ما را میخوانید؟

خ: اختیار دارید استاد. این چه سوالی است می کنید؟ ما را خجالت زده میکنید. دارید یک دستی میزنید استاد؟ وزارت اطلاعات شما که اصلا سایت نداره.

ا: عجب!! ما تا حالا فکر میکردیم سایت "ایران دیدبان" و امثالهم مال وزارت اطلاعات خودمان است. تا حالا کلی از بابت این سایتها برای ما صورت حساب داده اند.

خ: نخیر استاد. نخیر. این سایتها ربطی به وزارت اطلاعات شما ندارند. برخی از اینها با ما رابطه دوستانه دارند و ما بسیاری از اوقات از مطالبشان استفاده بهینه میکنیم. اگر مال وزارت اطلاعات باشند که برای ما مایه آبروریزی است. حالا منظورتان از اینکه این سایتها را می بینم یا نه چی بود؟

ا: سوال مهمی را مطرح کردید. منظور من در واقع این بود که شما با خواندن مطالب سایت ایران دیدبان به راحتی میتوانید به تلاشهای ما برای حل معضل مجاهدین پی ببرید. با این حال شما با دست باز استفاده تان را از مطالب این سایتها بکنید مومن. ما هم از این به بعد میگوییم این سایتها به وزارت اطلاعات ربطی ندارن. حالا سوالتون در مورد اقتصاد و مدیریت جهان و مسائل اتمی و غیره چیه چون بنده یک قرار دیگری دارم و باید به اون هم برسم.

خ: استاد شما به همه سوالات جواب شفاف دادید و بنده سوال دیگه ای ندارم. از اینکه به همه سوالات من با شفافیت و شجاعت جواب دادید متشکرم. خداوند متعال شما و هاله نورتان را حفظ کند. التماس دعا استاد.

ا: همه ما محتاج دعائیم برادر. بخصوص بنده برای نورانی تر شدن هاله ام احتیاج به دعا دارم. موفق باشید.

---------------------------------------------
** اگر توانستید حدس بزنید که این خبرنگار برای کدام رادیو کار میکند حتما به دوستان هم بگویید. به سه نفر از کسانی که درست حدس بزنند در آینده نزدیک یک شعر تقدیم خواهد شد. -------------------